|
|
| جمعه پانزدهم آبان 1388 | 7:24 قبل از ظهر باز باران بي ترانه...
باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها... مي چکد بر فرش خانه...باز مي آيد صداي چک چک غم... باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم... نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟... نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که آن کودک... که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد... کجاي ذلتش زيباست؟ كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
وای به حال دگران | پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 | 3:51 بعد از ظهر بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیک تا ابد سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
بی تو نمی مونم... | یکشنبه نوزدهم مهر 1388 | 1:15 بعد از ظهر وقتي با توام ديگه غمي ندارم هميشه تو بي كسيم تو رو يادم مي يارم آخه ياد اون چشات به من زندگي مي ده خنده ي اون لبهاي تو برام اميده باتو يه دنيا مستم حتي توي خيالام بي تو چه حالي هستم اي تك ستارم بي تو دلم مي گيره اگه نياي كنارم با تو مي مونم عشقم آره تويي بهارم دلم اسير تو شد ديگه راهي ندارم تموم زندگيمو زير پاهات مي زارم بدون اينو عشق من تو شدي تموم جونم با تو عمري مي مونم بي تو من نمي مونم كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
| یکشنبه نوزدهم مهر 1388 | 10:39 قبل از ظهر ما که امروز اینچنین از چشم خلق افتاده ایم
روزگاری سر در آغوش نگاری داشته ایم... كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
تقدیم به بهترین همزبونم | یکشنبه پنجم مهر 1388 | 10:14 قبل از ظهر اينم يه شعر به زبون آذري براي بهترین همزبونم:
سن ياريمين قاصيديسن عيلم سنه چاي دميشم خياليمي گوندريبدي بس كي من آخ واي دميشم آخ گجه لر ياتماميشام من سنه لاي لاي دميشم سن ياتالي من گوزومه اولدوز لاري ساي دميشم هركس سنه اولدوز دي ير اوزوم سنه آي دميشم ايندي يايا قيش دي ييرم سابيق قيشا ياي دميشم گل تويووي ياده ساليم مندلي ناي ناي دميشم سورا گنه ياسه باتيب آقلييب هاي هاي دميشم عمره سورن من قارا گون آخ دميشم واي دميشم اينم معنيش: كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
پشت پنجره ها... | جمعه سوم مهر 1388 | 3:33 بعد از ظهر پشت این پنجره ها دل مگه آروم می گیره
می خواد از نفس نیفته اما در جا می میره رو به روش تا بی نهایت تا ابد دیوار سنگی آره قلب عاشق اینجا با دل تنگش می جنگه... كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
| چهارشنبه یکم مهر 1388 | 9:19 بعد از ظهر نمی رنجم اگر باور نداری عشقم را
من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
| چهارشنبه یکم مهر 1388 | 9:16 بعد از ظهر ین یکی هم اثر داریوش نظر زاده نیست دلتنگیم به حد خودش رسیده و
دارم از تنهایی ذره ذره عین یه شمع آب میشمو این شعر یا ترانه مناسبه حاله منه سر جاتون یه شاخه گلی هنوز هست بوش که به مشامم میرسه میشم مست داد می زنم بلند صدامو بشنوید دلم تنگ شده چرا جوابمو نمی دید بغض بهم امون خوندن نمیده یه روز میام پیشتون اونروز نزدیکه پس خداحافظ تا لحظه ی دیدار خدا کنه خواب باشم پس کی میشم بیدار... كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
یادش بخیر... | جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 | 6:1 قبل از ظهر یادش بخیر دست دعایی که داشتیم كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
برایم پست کن | جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 | 5:57 قبل از ظهر در شب تاریک خورشیدی برایم پست کن كاري از : پروانه | + | موضوع: شعر و ادبيات |
|
|